….zzzz…

دنیا این روزها تمام تلاشش را می کند .
تا به بادم بیاورد.
تمام آنچه قطره قطره فراموش کرده ام.
یاد آوری می کند تمام زخم ها را ،
تمام بیماری هایی را که در بین مسکن های متوالی
چاره ای جز خمیازه کشیدن نداشتند .

و من قیافه آدم هایی را می گیرم که می دانند دارند چه کار می کنند .

حلقه چشمانم منقبض می شود و در ادامه خیرگی به چیز های بی اهمیت به حالت عادی باز می گردد.
اطرافم مملو از راه حل های بامزه تاریخ گذشته اس .

خب اینکه چه طوری حالا این متن کوفتی را تمام کنم ، جدا مهم است ؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: