روزنامه صبحگاهی

روزی مردی میانسال از کنار دکه ای گذشت
و به جای خریدن روزنامه صبحگاهیش
مسیرش را به سمت
عمق فاجعه
کج کرد .

***

دنیا دور باطل نیس
حاجی

***

گاهی وقایع
مهم نیستند
فقط ترتیبشان
ارزش توجه دارند .

***

اعتماد
واژه بزرگیس .
خیلی بزرگتر که خرج کس و کون پیش افتاده ت می کنی .

***

بعضی از لحظه ها
مدت ها وقتم را می گیرد .
تمام شرایطش را
تمام فاکتور هایش را بررسی می کنم بارها بارها
بعضی لحظه های کوتاه
چقدر زمان می برند .

***

کاش جوانی کردن با طعم کرت رایج بود .
کاش گلدسته ها سه وعده با شاین آن سیرم می کردند .
کاش می شد صدای کفش ها وقدم ها را با آلور کوک کرد.
کاش کمی خشونت نگاه میداشتم برای تول
کاش شیواری و جف باکلی
کاش بار و جاز و قمار و قمارباز

کاش باکره بودند
این گوش ها تا
با
تمام وجود
تقدیم می کردمشان
به تام یورک.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: