114884778597040900

«تشنگی یک توهم است .»
صدا در اتاق می پیچید .
مرد بقایای زنده خود را روی زمین کشید .
نمی توانست درست بایستد.
ولی بلند شد .
هنوز هم درست دستش نمی رسید .
از جا پرید و چند لحظه ای به بلندگو آویزان ماند ،
تا بلند گو کنده شد
و به همراه مرد بر زمین افتاد .

پ ن :
نمی دانم .
شما کدامیک را انتخاب می کنید ، مرگ از تشنگی یا توهم .
به هرحال مرد قصه ما تنها از روی عصبانیت این
کار را می کند احتمالا .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: